تبليغاتX
بینش در آیینه عقل و وحی

درروایتی محمد ابن عثمان ازامام صادق علیه السلام درباره چگونگی وضعیت ارواح مشرکین زمانی که میمیرندسوال میکند :
قال : سالته عن ارواح المشرکین :فقال :فی النار یعذبون . یقولون ربنا لا تقم لنا الساعه ولا تنجز لنا وما وعدتنا و لا تلحق آخرنا باولنا 1

حضرت فرمودند: وقتی می میرن ارواح آنها وارد عالمی به نام عالم برزخ می شود که آنجا در شکنجه اند و سخنشان این است که می گویند خدایا قیامت را برپا مکن وآن وعده عذابی که به ما داده ای را محقق نفرما و بازماندگان ما را به ما ملحق نکن .( چون می دانند که عذاب قیامت به مراتب سخت تر از عذاب عالم برزخ است.آنها می گویند ما اینجا را تحمل میکنیم اما از تحمل عذاب قیامت عاجزیم )

در روایتی دیگر ,امیر مومنان علیه السلام می فرماید :

شر بئر فی النار برهوت الذی فیه ارواح الکفار .2

بدترین چاهها در جهنم ,چاه برهوت است ,همان چاهی که ارواح کفار در آن است .

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله می فرمایند :

شر ماء علی وجه الارض ماء برهوت و هو واد بحضر موت یرد علیه هام الکفار و صداهم . 3

بدترین آبها درروی زمین , آب برهوت است و آن سرزمینی است در منطقه ای بنام حضر موت (که در یمن واقع شده است )

هام دراین روایت یعنی سران کفار

 

1-بحار الانوار ,جلد 6 ,ص 270 .


برچسب‌ها: رزخ کفار و مشرکین, محمد ابن عثمان ازامام صادق علیه السلام, چگونگی وضعیت ارواح مشرکین, قال, سالته عن ارواح المشرکین, فقال, فی النار یعذبون, یقولون ربنا لا تقم لنا الساعه ولا تنجز لنا وما وعد


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 17:1 توسط هادی
در مسیحیت اعتقاد به معاد و جهان پس از مرگ ,یکی از اعتقادات ریشه دار است اما این موضوع هم مانند دیگر موضوعات دچار تحریفاتی شده است .
به عقیده مسیحیت مراحل اصلی رستاخیز عبارتند از روز داوری , رستاخیز مردگان و انتقال افراد به بهشت و دوزخ بر طبق اعمال نیک و بد آنها برروی زمین .بنابراین کلیات اعتقاد به معاد در مسیحیت با ادیان دیگر مانند اسلام و یهود و زرتشت یکسان است اما در جزئیات با آنها تفاوتهایی دارد .در مسیحیت مهمترین سمبل رستاخیز , حضرت عیسی مسیح علی نبینا و علیه السلام میباشد. به اعتقاد مسیحیان حضرت عیسی علیه السلام پس از به صلیب کشیده شدن دوباره زنده شده و رستاخیز او برای نجات بشر و سعادت پیروان او  است .آنها معتقدند که حضرت عیسی به صلیب کشیده شد تا خود را فدای گناهان امتش نماید . آنها می گویند در پایان جهان حضرت عیسی که به آسمان عروج کرده بود دوباره ظهور پیدا می کند  و انجیل را به همه جهانیان تعلیم میدهد .درنتیجه همه یهودیان به آیین مسیحیت در می آیند . مسیحیان, هم معاد جسمانی و هم معاد روحانی را قبول دارند و میگویند در روز داوری همه ارواح با جسمهای خود متحد می شوند و به هم می پیوندند و در برابر خداوند برای ارزیابی اعمال خود حاضر می شوند .کسانی که اعمالشان بر طبق تعالیم عیسی بوده به بهشت و کسانی که بی تقوا و گناهکار بوده اند به دوزخ فرستاده میشوند .برزخ در نگاه مسیحیت جایگاه ارواح کسانی است که گناه کار بوده اند اما با حالت پشیمانی و ندامت و در نتیجه با توبه از دنیا رفته اند .این ارواح گناهکار برای تطهیر مدت زمانی را در برزخ می گذرانند و بعد از آن وارد بهشت و لایق قرب خداوند می شوند .






برچسب‌ها: معاد در آیین مسیحیت, مسیحیت اعتقاد به معاد, مسیحیان, هم معاد جسمانی و هم معاد روحانی را قبول دارند


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 12:30 توسط هادی





در روایات بسیاری بر این مطلب تکیه شده است که یاد مرگ کوتاه کننده آرزوهای دراز و کم کننده گناهان است . حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بارها ازاین عامل تاثیر گذار برای باز داشتن اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله ومردم از مسیر انحراف و ظلم در سخنان ونصایح خود استفاده کردند اما دنیا گرایی و لجاجت بعضی از اصحاب مانع از انذار آنان می گشت ویاد مرگ و حساب و کتاب قیامت کمتر در آنها تاثیر می گذاشت .

به عنوان نمونه حضرت زهرا سلام الله علیها موقعی که وارد مسجد شدند برای احتجاج با ابوبکر و اطرافیانش درباره باز پس گیری حق مسلم خود یعنی فدک, موضوع ترس از حساب و کتاب در قیامت را مطرح نمودند .
حضرت در قسمتی از این احتجاج فرمودند :و شما  اکنون چنین گمان می برید که ما از پیامبر ارث نمی بریم. مگر در پی قوانین و احکام دوره جاهلیت هستید ؟ و فرمان چه کسی بهتر از خداست برای کسانی که او را باور دارند ؟1
 ای پسر ابوقحافه ,تو از پدرت ارث می بری , ولی من از پدرم ارث نمی برم ؟ همانا که ادعایی شگفت و هولناک کرده ای
.
اینک فدک , چون شتری مهار کشیده و پالان نهاده ,ارزانی ات باد تا در روز باز پسین به دیدارت آید , که خداوند داوری نیکوست و پیامبر صلی الله علیه واله دادخواهی شایسته ,در دادگاه  روز بازپسین و در آن هنگام است که تبهکاران زیان خواهند برد .


1- مائده آیه 50
مراجعه شود به کتاب سقیفه تالیف علامه سید مرتضی عسکری


برچسب‌ها: یاد مرگ و حساب در احتجاج فاطمه, س, سقیفه تالیف علامه سید مرتضی عسکری, مائده آیه 50, ینک فدک, چون شتری مهار کشیده و پالان نهاده, ارزانی ات باد تا در روز باز پسین به دیدارت آید, که خداوند داوری نیک


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 12:23 توسط هادی

 

از آنجایی که چشمان ما آدمیان در دنیا فقط توانایی مشاهده  ظاهر اشیا را دارد و از باطن آنها بی خبر است برای اطلاع از اخبار غیبی و باطنی باید دست به دامان کسانی شویم که خود را از تعلقات مادی دنیا رها ساخته و وجود خود را لایق اتصال با عالم غیب نموده اند.

 اخبار احوالات برزخی مردگان یکی از این خبرهای غیبی است که توجه به آن می تواند چشمان ما را به سمت حقایق این عالم باز نماید.

همانطور که از روایات معصومین علیهم السلام بر میاید در عالم برزخ چشم امید برزخیان به کمک واستعانت زندگان دوخته می شود استعانتی که از آن به خیرات و مبرات یاد می شود به این معنا که زند ه ای پاداش عمل خیر خود را به مرده ای در برزخ هدیه می نماید .

برای روشن شدن این معنا روایتی را از رسول گرامی اسلام نقل می نمایم :

در جامع الاخبار آمده بعضی از صحابه حضرت رسول صلی الله علیه وآله نقل کرده اند که ایشان فرمودند : هدیه بفرستید برای مردگان خود .پس پرسیدند که هدیه برای مردگان چیست ؟ فرمودند : صدقه و دعا.

حضرت در ادامه فرمود : هر شب جمعه ارواح مردگان به آسمان دنیا می آیند و در مقابل خانه های خود قرار می گیرند و با صدای حزن الود و غمگین فریاد می زنند که : ای اهل من ای پدر و مادر. و ای فرزندان و خویشان من ! بر ما مهربانی کنید با آن چیزهایی که روزی در دست ما بود( از مال ومنال دنیا) والان عذاب و حسابشان برای ماست و نفعش برای غیر ما .ای خویشان و عزیزان ما مهربانی کنید بر ما به قرص نانی ویا درهمی ویا پیراهنی .

در اینجا رسول خدا گریه کردند انچنان  که قادر به سخن گفتن نبودندو ما هم به گریه افتادیم .

سپس فرمودند : اینها برادران دینی شما هستند که زیر خاک پوسیده شدند بعد از آنکه نعمت  وسرور داشتند . آنها کسانی اند که می گویند : وای بر ما , اگر انفاق می کردیم آنچه را که در دست ما بود در راه اطاعت و رضای خدا الان به شما محتاج نبودیم.

پس بر می گردند با حسرت و پشیمانی و فریاد می کنند :زود بفزستید صدقه مردگان را .

برچسب‌ها: در برزخ چه میگذرد, جامع الاخبار, شب جمعه, خبرهای غیبی, حضرت رسول صلی الله علیه وآله


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390ساعت 1:20 توسط هادی

اعتقاد به بقاء روح از قديم در بين اقوام گوناگون وجود داشته است ؛ و اقوام گوناگون بشري به نوعي به سعادت و شقاوت بعد از مرگ معتقد بوده اند ؛ و البته برخي گروهها نيز با صراحت بقاء بعد از مرگ را منکر شده اند. ولي معاد به معني خاص آن يعني برخاستن مردگان از قبور براي حسابرسي اعمال تنها در برخي اديان به وضوح ديده مي شود ؛ ولي تعريف معاد در همه آنها يکسان نيست ؛ ما در ادامه به اين اديان و نحوه اعتقاد آنها به معاد خواهيم پرداخت .

ما از معادي که در دين حضرت ابراهيم (ع) و انبياء بعد از او تا زمان حضرت موسي (ع) مطرح بوده اطلاع کافي در دست نداريم ؛ لذا بحث را از دين يهود آغاز مي کنيم .

معاد در دين يهود و مسيحيت.

در مورد اعتقاد يهوديان و مسيحيان سه سوال مطرح مي شود.

1. آيا يهوديان و مسيحيان اساسا معاد و رستاخيز را قبول دارند يا خير؟

2. بر فرض قبول آيا معاد جزء اصول دين آنها است يا خير؟

3. آيا به معاد جسماني قائلند يا به معاد روحاني؟

قبل از پرداختن به جواب اين سوال ها ذکر اين نکته لازم است که اولا به تصريح قرآن کريم و شهادت تاريخ ، دين يهوديت و مسيحيت دچار تحريف شده اند ؛ لذا به عقيده ما عقيده فعلي يهوديان و مسيحيان عين تعاليم حضرت موسي و حضرت عيسي ــ عليهما السلام ــ نيست. ثانيا اين دو دين داراي فرقه هاي بسيار گوناگون و متنوعي هستند که گاه داراي آراي متناقض در يک موضوع خاصّ هستند ؛ که پرداختن به همه آنها از حدّ يک نامه خارج است ؛ لذا ما سعي مي کنيم فقط به اقوال فرقه هاي مشهور آنها اشاره کنيم .

يهود و رستاخيز

جناب دکتر جواد مشکور در کتاب خلاصه اديان و جناب حسين توفيقي در کتاب آشنايي با اديان بزرگ در مورد اعتقاد يهوديان به رستاخيز بر اين نکته تصريح مي کنند که در تورات و بلکه در کلّ عهد عتيق يهوديان اشاره روشني به آخرت و روز جزا وجود ندارند ؛ و تعبير آخرت که در چند جاي عهد عتيق آمده است دلالتي بر معاد پس از مرگ ندارد بلکه به معناي عاقبت دنيوي اعمال است . اين دو محقق همچنين متذکر شده اند که اعتقادبه معاد در قوم يهود اعتقادي وارداتي است ؛ و يهوديان اين عقيده را پس از آزاديشان از اسارت بابل به دست کورش ، از زرتشتيان فرا گرفته اند.

(ر.ک: خلاصه اديان، دکتر محمد جواد مشکور، ص134 و142 و آشنايي با اديان بزرگ ؛ حسين توفيقي ؛ ص110)

امّا در کتاب تلمود که از کتب مذهبي يهود است از معاد بسيار سخن گفته شده است. کتاب تلمود در واقع تفسير و تأويل تورات است و توسط دانشمندان يهودي در طول تاريخي طولاني جمع آوري شده است ؛ و پيدايش آن بنا به برخي اقوال نزديک به هزار سال بعد از حضرت موسي (ع) بوده است ؛



برچسب‌ها: معاد در دين يهود و مسيحيت, 1, آيا يهوديان و مسيحيان اساسا معاد و رستاخيز را قبول
ادامه مطلب


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 10:59 توسط هادی
 

همه انسانها در طول تاریخ ،از جمله منکرین سر سخت ، با نشانه هایی که از خود بروز داده اند مساله معاد و جهان پس از مرگ را به صورتهای مختلفی تایید کرده اند در حالی که همه این نشانه ها از احساسات درونی و میل فطری آنان نسبت به بقا و تداوم  حیات بعد از مرگ نشات می گیرد .

به چند نمونه به عنوان مثال اشاره میکنم :

۱- تمام منکران معاد به قبر نیاکان خود احترام می گذارند .

۲-خیابانها و اماکن را به اسم انسانهای مرده نام گذاری میکنند.

۳- بعضی از اقوام همراه با مردگان خود اشیایی را دفن میکنند که شاید روزی به کارشان بیاید.

۴-همه آنها میل دارند نامشان بعد از مرگ به نیکی یاد شود .

۵- مردگان خود را مومیایی میکردند .

بنابراین میل به بقا وحیات بعد از مرگ یک احساس درونی ونیاز فطری است که در وجود همه انسانها وجود دارد و به تجربه ثابت شده است که برای هر میل و نیاز فطری درونی در بیرون چیزی قرار داده شده است.

سوالی که در اینجا بوجود می آید این است که چرا با وجود این نیاز و احساس درونی قوی که در انسانها موجود است باز عده ای به یک باور واقعی و اصیل نسبت به این موضوع نمی رسند؟

در پاسخ باید بگوییم که ، به نیازهای درونی بشر به دو گونه می توان پاسخ داد :

۱- پاسخی مستدل ،صادق و واقعی

۲- پاسخی موقت ، دروغ وغیر واقعی

مثلا اگر شخصی احساس تشنگی کند ، هم میتوان به او چشمه های زلال آب گوارا را نشان داد و هم می توان نظر او را به سمت  سرابهای پوچ و خیالی جلب کرد .

یا اگر طفلی احساس گرسنگی کرد هم می توان به او پستان پر شیر مادر را داد و هم می توان او را با یک پستانک خشک و بی اثر مشغول کرد .

یا اینکه برای جواب دادن به میل فطری خداگرایی و پرستش موجودی برتر در انسان او را به سوی خداوند توانای عالم راهنمایی کرد و یا اینکه او را به سوی خدایان خیالی و بی اثری همچون فراعنه و بت های دست ساز سوق داد .

 

 

 برای آگاهی بیشتر به اصول اعتقادات استاد قرائتی رجوع بفرمایید .


برچسب‌ها: انکار معاد انکار فطرت است, تمام منکران معاد به قبر نیاکان خود احترام می گذارن, مردگان خود را مومیایی میکردند


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 9:40 توسط هادی

 

اگر خداوند در همین دنیا پاداش و سزای اعمال انسانها را به آنها می داد دیگر نیازی به قیامت وحسابرسی در آنجا نبود؟

پاسخ:

اولا : این عمل مخالف اختیار و آزادی افراد است . چون اگر با انجام یک گناه به عقوبت آن گرفتار می شدند اجبارا دیگر گناه نمی کردند و انسانها از روی اجبار برای رسیدن به پاداش و دور ماندن از عقوبت به کارهای نیک می پرداختند .

در حالی که خداوند انسان را متمایز از فرشتگان آفرید و آنها را با دادن اختیار برای انجام  کارهای خوب وبد آزاد گذاشت .

وبه طور کلی عمل نیکی ارزش دارد که در آن اجباری وجود نداشته باشد .

 

ثانیا : در دنیا امکان جزا وجود ندارد و این به علت محدودیتهاییست که در دنیا وجود دارد.

مثلا چه پاداشی می توان به پیامبر (صلی الله علی و آله) در مقابل کار بزرگ هدایت جهانی انحضرت داد، هدایتی که قرنهاست باعث سعادت ملیونها نفر در دنیا شده است.

یا شهیدی که جانش را در راه خداوند فدا کرده است آیا می شود در این دنیا به او پاداشی داد چون او دیگر در دنیا حضور ندارد .

یا اینکه  در دنیا جنایتکارانی هستند که جان هزاران انسان بی گناه را گرفته اند واگر بخواهیم اورا قصاص کنیم فقط یک بار می توانیم جان او را بگیریم .

پس این دنیا ظرفیت سزا وپاداش انسانها را ندارد . 

ثالثا :  در این دنیا همه انسانها به هم وابسته هستند اگر هر کسی خطایی را مرتکب شد فورا مجازاتش را ببیند حق اطرافیان او از بین میرود . 

اما در قیامت این وابستگیها از بین میرود وهرکس به فکر نجات خویش است .

 

 برای آگاهی بیشتر به اصول اعتقادات استاد قرائتی مراجعه شود


برچسب‌ها: چرا خداوند در همین دنیا جزای اعمال را نمیدهد, تا نیازی به قیامت نباشد, پیامبر, صلی الله علی و آله, حق


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 13:57 توسط هادی

 

 

در پاسخ به این شبهه که از طرف وهابیت مطرح میشود می گوییم:

اولا : ما گنبد را برای پرستیدن نمیسازیم  ، بلکه می خواهیم بگوییم که در زیر این گنبد، انسانی الهی و

 موحد مدفون است ، پس این گنبد میشود نشانه توحید، نه نشانه شرک.

ثانیا : در قرآن کریم در ماجرای اصحاب کهف، این عمل مورد تایید قرار گرفته است . آنجاییکه مردم بعد از

 پیداکردن آن مردان الهی درون غار در حالی که از دنیا رفته بودند، به اختلاف افتادند وعده ای نظر دادند که

 برروی آن بنایی بسازیم تا مخفی شود اما عده دیگر نظر دادند که باید بر روی این کوه مسجدی بسازیم

 تا این نشانه خداوند باقی بماند.قرآن چنين مى‏گويد: «در آن هنگام كه ميان خود در باره كار خويش نزاع

 داشتند گروهى مى‏گفتند: بنايى بر آنان بسازيد (تا براى هميشه از نظر پنهان شوند و از آنها سخن

 نگوييد كه) پروردگارشان از وضع آنها آگاهتر است!»

 

 (إِذْ يَتَنازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناًرَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ).

 «ولى آنها كه از رازشان آگاهى يافتند (و آن را دليلى بر رستاخيز ديدند) گفتند:

ما مسجدى در كنار (مدفن) آنها مى‏سازيم» تا خاطره آنان فراموش نشود

 (قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى‏ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً). ۱

اين آيه نشان مى‏دهد كه ساختن معبد و بارگاه به احترام قبور بزرگان دين نه تنها حرام نيست، بلكه كار

 خوب وشايسته‏اى است.

 

ثالثا : ساختن گنبد برای بارگاههای اهلبیت پیامبر (صلی الله علی وآله) که بسیار مشکل تر و هنرمندانه

 تر و پر هزینه تر از سقف های مسطح میباشد نشانه عشق و علاقه و مودتیست که خداوند در قرآن به

 آن سفارش کرده است :

قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی ۲

بگو من چیزی به عنوان مزد از شما نمی خواهم مگر دوستی با اهل بیتم  .

 

 

 

۱-سوره کهف ، آیه ۲۱

۲- سوره شوری ، آیه ۲۳.

 برای آگاهی بیشتر به اصول اعتقادات استاد قرائتی مراجعه شود


برچسب‌ها: قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی, قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى‏ أَمْرِهِمْ, آیا ساخت گنبد و بارگاه شرک است


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه سوم دی 1390ساعت 14:56 توسط هادی

 

بگذارید پاسخ به این شبهه که از طرف وهابیت مطرح شده را با نقل دو داستان عرض کنم:


پادشاه عربستان هر ساله در ایام حج مهمانی باشکوهی برگذار میکرد در این مهمانی از علمای بزرگ اسلام دعوت میشد.


در یکی از این سالها از عالم بزرگ شیعی علامه سید شرف الدین جبل عاملی ,صاحب کتاب المراجعات برای شرکت در این مهمانی دعوت به عمل آمد .


علامه وقتی وارد مجلس شد قرآنی را به عنوان هدیه به پادشاه تقدیم کرد او هم قران را گرفت وبوسید.


علامه از فرصت استفاده کرد وبه پادشاه گفت :تو چرم پرست ومشرک هستی!پادشاه با تعجب می پرسد برای چه؟

علامه جواب می دهد برای اینکه جلد قرآن را که از جنس چرم است بوسیدی !  پادشاه میگوید :من به خاطر چرم نبوسیدم , کفشهایم هم چرمی است ,ولی آن را نمی بوسم ! من چرمی را که جلد قران است می بوسم.


سید شرف الدین در جواب میگوید: ما هم هر آهنی را نمی بوسیم , آهنی که ضریح پیامبر(صلی الله علیه واله) و اهلبیت او شده را می بوسیم ولی شما به ما می گویید مشرک ! پادشاه اندکی تامل کرد و گفت : شما درست می گویید.


استاد قرائتی نقل می کنند : روزی در مسجد النبی خواستم ضریح پیامبر(صلی الله علیه وآله) را ببوسم.یکی از وهابی ها گفت: هذا حدید یعنی این آهن است و هیچ فایده ایی برای تو ندارد. به او گفتم:پیراهن حضرت یوسف نیز پنبه بود , ولی قرآن می گوید: هنگامی که این پیراهن را بر روی صورت یعقوب انداختند , او بینا گردید. فارتد بصیرا (یوسف 96).


پس اگر پیراهنی که در جوار یک پیامبر قرار گرفته و اثر بخش شده یک ضریح هم اگر در جوار یک پیامبر یا شخصیت الهی قرار بگیرد می تواند اثر بخش شود.

 

 برای آگاهی بیشتر به اصول اعتقادات استاد قرائتی مراجعه شود


برچسب‌ها: فارتد بصیرا, یوسف 96, استاد قرائتی, ضریح پیامبر, صلی الله علیه وآله, علامه سید شرف الدین جبل عاملی صاحب کتاب المراجعات


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1390ساعت 10:47 توسط هادی

 

بسیاری از این اشکالاتی که ما متوجه عدل خداوند میکنیم ریشه در کج فهمی وبرداشتهای غلط ما دارد به عنوان مثال:

خیال میکنیم مرگ نابودی است در نتیجه اشکال میکنیم که چرا عزیزان ما مردند؟

فکر میکنیم دنیا جای ماندن است در نتیجه اشکال می کنیم چرا خداوند جان انسانها را با سیل وزلزله وبیماری می گیرد؟

خیال می کنیم دنیا جای رفاه وآسایش است در نتیجه اشکال میکنیم که چرا خداوند این همه سختیها را قرار داده است؟

مثال ما همچون کسی است که به قصد رفتن به سالن پذیرایی اشتباها وارد سالن درس وسخنرانی می شود در نتیجه اشکال می کند که چرا اینجا از ما پذیرایی نمیشود چرا از نوشیدنی وخوراکی خبری نیست ؟ اما اگر همین شخص متوجه شود که اینجا سالن درس است نه پذیزایی خیلی از اشکالات او به خودی خود رفع میشود.

ما هم باید دنیا را طوری که هست بشناسیم وهدف خداوند را از قرار دادن ما در دنیا بدانیم، باید باور کنیم که دنیا جای ماندن نیست وگذرگاه است.

در کنار هر گلی خاری ودر کنار هر عسلی نیش زنبوری وجود دارد در کنارهر توسعه وپیشرفتی بلا وسختی هم هست به فرموده امام علی علیه السلام در نهج البلاغه: داربالبلا محفوفه . یعنی دنیا محلی است که با بلاها امیخته وپیچیده شده .

دنیا عشرتکده و آخور نیست، خوابگاه و محل اسایش نیست، بلکه محل کار و رشد است . دنیا به مثابه یک مزرعه است که باید درآن تلاش کرد و عرق ریخت، تا بتوان به یک محصول خوب رسید. نا کامی ها و سختیها لازمه رسیدن به رشد و بالندگی است ،

لذا اگر ما دید خود را نسبت به دنیا درست کنیم خیلی از این اشکالاتی که به عدل خداوند میکنیم برطرف خواهد شد.

 

 برای آگاهی بیشتر به اصول اعتقادات استاد قرائتی مراجعه شود



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 23:32 توسط هادی

در پاسخ به این سوال باید بگوییم :آن چیزی که باعث ظلم است تبعیض است نه تفاوت.

انگشتهای یک دست با هم تفاوت دارند اما این ظلم نیست چون هرکدام نقش ویژه ای دارند.

سلول استخوان با سلول چشم فرق میکند اما این بی عدالتی وظلم نیست، چنانکه قطر تیرآهن وستونها در طبقه های پایین یک ساختمان بیشتر از طبقات بالایی است.

ـ میان تبعیض و ظلم فرق وجود دارد. تبعیض یعنی در شرایط مساوی میان افراد و موجودات فرق بگذاریم اما تفاوت مربوط به شرایط مختلف است. مثلا :اگر تمام شاگردان یک کلاس به طور مساوی درس استاد را فرا گرفته اند و معلم میان نمره آنان فرق بگذارد این تبعیض وظلم است، اما اگر تفاوت نمره های معلم به خاطر تفاوت آشنایی ویادگیری شاگردان با درس باشد مانعی ندارد.

 ـ وجود تفاوتهای حکیمانه در آفرینش رمز خداشناسی است چنانچه قرآن در سوره روم می فرماید:

و من آیاته خلق السموات والارض واختلاف السنتکم والوانکم۱  یعنی اختلاف زبانها ورنگهای شما انسانها ،نشانه قدرت خداست.

اگر یک نقاش ،هر روز یک نقاشی تکراری و یا یک معمار تنها یک طرح ساختمانی ارائه بدهد یا شاعری تنها یک نوع شعر بسراید،این نشانه ضعف ومحدودیت آنهاست،اما اگر کسی هر روز و هر ساعت طرحی نو داد و چیز متفاوتی را خلق کرد، این دلیل بر قدرت بالای اوست.

ـ تفاوتها رمز شکوفایی کمالات در مخلوقات وانسانهاست وباعث رشد جوامع انسانی میشود.

ما برای ساخته شدن جامعه در ابعاد مختلف ،احتیاج به انسانهایی با مهارتها واستعدادهای متفاوت  داریم .

 

۱-سوره روم آیه ۲۲

 

 برای آگاهی بیشتر به اصول اعتقادات استاد قرائتی مراجعه شود



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 22:29 توسط هادی

 

 

اگر هدف خداوند از آفرینش انسان عبادت می باشد،پس آفریدن موجودی همچون ابلیس با این هدف تفاوت داردچون انسان با زحمت زیاد عبادتی را انجام میدهد اما شیطان با وسوسه های خود وکشاندن انسان به گناه آن عبادت را از بین می برد.

آیا این با عدل خدا منافات ندارد ؟

پاسخ:اولا: خداوند ،شیطان را شیطان نیافرید بلکه او نیز مانند دیگر مخلوقات، آفریده شده ودر سیر تکامل وقرب به خداوند قرار گرفته .او بنابر فرمایش امیرالمومنین علیه السلام شش هزار سال خداوند را پرستش کرده است ،اما شیطان شدنش به دلیل نافرمانی از دستور خداوند بود وبدتر از آن اینکه بعد از نافرمانی ، پشمان نشد وتوبه نکرد.

ثانیا:وسوسه ها ی شیطان طوری نیست که انسان را مجبور به انجام گناه کند،به همین علت فردای قیامت عده ایی از شیطان به علت وسوسه هایش در دنیا علیه او شکایت میکنند که شیطان در مقام دفاع از خود میگوید من شما را مجبور به انجام گناه نکردم وفقط کارم دعوت به گناه بود وشما با اختیار خود با من همراه شدید.

ثالثا::در مقابل وسوسه های شیطان خداوند هدایت عقل وفطرت ودعوت انبیا را قرار داده است ،که با توسل به اینها هیچ انسانی گمراه نخواهد شد.

 

 برای آگاهی بیشتر به اصول اعتقادات استاد قرائتی مراجعه شود



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 11:47 توسط هادی

 

 

اگراداره برق یک شهر برای روشنایی کوچه ای ،تیر چراغ برقی نصب کرد ولامپی به آن زد ،ولی بچه های کوچه بازدن سنگ لامپ را شکستند،مامور اداره برق لامپ دیگری میزند.

چنانچه مجددا بچه ها لامپ را هم بشکنند،باز اداره برق ،برای روشنایی محل اقدام به نصب لامپ دیگری می نماید.

حال اگر برای بار سوم بچه های بی ادب لامپ را شکستند،به احتمال بسیار زیاد ،اداره برق تمایلی به نصب مجدد لامپ ندارد،اما به خاطر خواهش بزرگترها ورفاه حال اهالی آن کوچه،ممکن است لامپ دیگری را نصب کند.

اما فکر میکنید اداره برق تا چه تعداد این کار را انجام دهد؟

در مورد بحث ما نیز ،حاکمان ستمگر،یازده چراغ هدایت را شکستند وازبین بردند،خداوند نیز چراغ دوازدهم را نگه داشت تا زمانی که مردم لیاقت وآمادگی بهره گیری از این چراغ هدایت را پیدا کنند.

 

 برای آگاهی بیشتر به اصول اعتقادات استاد قرائتی مراجعه شود



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 22:52 توسط هادی

    

۱-چون دانسته های ما از ندانسته هامون بیشتر هستش پس احتیاج به معلم داریم و پیامبران بهترین ودلسوز ترین معلم هستند .

ویعلمکم ما لم تکونوا تعلمون (بقره آیه ۱۵۱ )

به شما یاد می دهند چیزهایی را که نمی دانید .

۲- چون ما انسانها در زندگی خود دچار یک نوع تحیر و سردر گمی هستیم، ونیاز به انبیا یک نیاز درونی هست .

همه این سردر گمیها ، وجهالتها به وضوح در دنیای کنونی ما به چشم می خورد :

قانون اساس امریکا تا به حال بیست و پنج بار عوض شده است . هنوز بعضی از قبائل در هند بت پرست هستند . اگر در زمان جاهلیت مردم دختران خود را میکشتند امروزه مردم هم دختران را میکشند وهم پسران را واین در امارهای سقط جنین و کورتاز مشخص می شود .

در سازمان بین الملل بزرگترین جنایتها در زیر سایه حق وتو به انجام میرسد

بشر عالم شده اما آدم نشده است

پس نیاز به انبیای الهی نیازی غیر قابل انکار هست چون یک پیامبر با عالم وحی وسازنده ما انسانها یعنی خداوند ارتباط برقرار کرده و موارد انحراف و عوامل سقوط وعوامل سعادت ما را به ما یاداوری خواهد کرد .

 

 

 برای آگاهی بیشتر به اصول اعتقادات استاد قرائتی مراجعه شود


برچسب‌ها: حق وتو, سقط جنین, ویعلمکم ما لم تکونوا تعلمون, بقره آیه ۱۵۱, سازمان بین الملل, معلم


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 1:54 توسط هادی

چرا بايد هروز عبادتهاي تكراري مثل نماز را انجام بدهيم؟ آيا براي ما ثمري خواهد داشت؟

در جواب بايد بگوييم كه هميشه لزوما تكرار بد نيست عبادات ونمازها مانند نردبان وپله ای باعث بالا رفتن انسان به اوج معنويت وتقرب به خداوند است اگر بخواهيم از يك نردبان وپله بالا رويم بايد چندين پله تكراري را طي كنيم ايا عاقلانه هست اگر بگوييم اين پله ها كه همه شبيه به هم هستند چطور با عث بالا رفتن ما به سمت بالا مي شوند.

 

 

ما هر روز مشغول كارهاي تكراري يكنواخت هستيم مانند غذا خوردن، خوابيدن، شستشو ونظافت، راه رفتن ونشستن وهمه اينها از ضروريات زندگي ما هستند وبراي ادامه زندگي لازم ميباشند.

همانطور كه ما براي رشد جسممان هر روز بايد غذا بخوريم براي رشد روحمان هم بايد هر روز نماز بخوانيم وعبادت كنيم.



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه سوم تیر 1390ساعت 11:9 توسط هادی

اگر اسلام دنیا وثروت را بی ارزش می داند پس جهاد اقتصادی چرا؟

از طرفی اسلام دنیا ومادیات را از امور پست وبی ارزش معرفی میکند واز طرف دیگرمسلمانان را به کاروتلاش وبدست آوردن ثروت تشویق میکند ،آیا این تضاد نیست؟

در جواب می گوییم:"ارزش داشتن" یک امر نسبی است به این معنا که اگر بخواهیم ارزش یک شی را بسنجیم آن را نسبت به اشیا دیگر وارزش آنها می سنجیم.

مثلا میگوییم طلا نسبت به نقره دارای ارزش بیشتری است اما همین طلا نسبت به امور دیگر مثلا سلامتی از ارزش کمتری برخوردار است.

همه عقلا عالم حاضرند برای بدست آوردن سلامتی از مال وثروت خود بگذرند.

وباز امور دیگری وجود دارد که ارزشش از این دو بیشتر است، مثل دین وامور معنوی که سرنوشت ابدی وسعادت جاودانی ما به آن مربوط است.

همه عقلا عالم حاضرند برای سعادت اخروی خود ورسیدن به رضوان الهی از همه امور مادی خود بگذرند ازجمله ثروت وسلامتی وحتی جان شیرین خود.

پس اگر اسلام میگوید دنیا پست وبی ارزش است نسبت به موضوع مهمتری این مطلب را بیان میکند واینکه نباید انسان به خاطر مشغول شدن بی حد واندازه به دنیا از امور آخرت خود غافل شود.

وباز اگر اموری که از ارزش کمتری برخوردارنددر راه رسیدن به امور مهم وبا ارزش به کار گرفته شوند ارزششان بیشتر میشود مثلا اگر ثروت در راه برقراری عدالت وایجاد رفاه عمومی برای پرداختن بی دغدغه به امور معنوی وعبادت به کارگرفته شود ارزش بسیار بالایی پیدا میکند.

 

برای آگاهی بیشتر رجوع شود به کتاب بیست گفتار شهید مطهری



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم خرداد 1390ساعت 23:36 توسط هادی

اينكه زماني در اين دنيا فرا خواهد رسيد كه بعضي از انسانهاي بسار خوب وبعضي از انسانهاي بسيار بد دوباره زنده مي شوند وزندگي دوباره ايي را آغاز مي كنند،آيا بيشتر شبيه به افسانه نيست؟آيا اين امري محال ودور از دسترس نمي باشد؟

بنا به رواياتي كه به صورت متواتر وفراوان از معصومين عليهم السلام به ما رسيده است ،اعتقاد به مسئله رجعت يكي از ضروريات مذهب تشيع مي باشد كه اعتقاد به آن واجب است.

اثبات امكان رجعت ومحال نبودن آن بوسيله آيات قرآن :

در قرآن به وقوع رجعتهاي مختلف در امتهاي پيشين اشاره شده است

۱ـ مانند زنده شدن عزير پيامبربعد از گذشت صد سال از مرگ او كه داستانش در در آيه ۲۵۹ سوره بقره آمده است

۲ـ ماجراي فرار هزاران تن از بيم عذاب خداوند ومردن همگي آنها وزنده شدن دوباره كه در آيه ۲۴۳ سوره بقره به آن اشاره شده است.

۳ـ ماجراي قوم بني اسراييل كه از حضرت موسي رويت خداوند را خواستند وخداوند به جرم اين درخواست گستاخانه وسفيهانه صاعقه اي را برآنان فرو فرستاد به طوري كه همگي آنها مردند اما دوباره خداوند آنها را بخشيد وزنده گردانيد.

۴ـ وباز ماجراي زنده شدن پرندگاني كه بوسيله حضرت ابراهيم كشته شده بودند.

از نظر عقلي هر چيزي كه واقع شده باشد، باز وقوعش ممكن است،بنابراين صحيح نيست كه بگوييم اين امر افسانه ومحال است.

آنهايي كه رجعت را محال مي دانند وآن را از حيطه قدرت خداوند خارج مي دانند مثلشان به كسي مي ماند كه نزد پيامبر صلي الله عليه وآله آمد واستخواني پوسيده را بين انگشتهايش خرد كرد وگفت:چه كسي اين استخوانهاي پوسيده را دوباره زنده ميكند؟!

(براي ما مثل مي زند كه چه كسي اين استخوانهي پوسيده را زنده ميكند بگو:كسي آنها را زنده ميكند كه درآغاز بيافريده است ،واو به هر آفرينشي داناست.)  سوره يس آيه ۷۷.

 

برای آگاهی بیشتر به كتاب بدايه المعارف ايت الله خرازي مراجعه شود


برچسب‌ها: سوره يس آيه ۷۷, رجعت, واقعيت يا افسانه, اعتقاد به مسئله رجعت يكي از ضروريات مذهب تشيع مي ب


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اردیبهشت 1390ساعت 0:27 توسط هادی

آيا مبارزه با فساد موجب تاخير در ظهور امام زمان(عجل اللّه تعالي فرجه الشريف) نمي‌شود ؟

چون بنا به روایات متعدد امام زمان موقعی ظهور خواهند کرد که دنیااز ظلم وفساد پر شده باشد .

جواب مثال :می گویند قرار است با آمدن خورشید دنیا روشن شود آیا این حرف به این معناست که ما شب را در تاریکی به سر ببریم وهیچ چراغی را شب تا به صبح روشن نکنیم؟

مثال : معناي اينكه بعد از سرما و زمستان و بهار ، تابستان و گرما خواهد آمد اين نيست كه ما سرما بخوريم و تحمل كنيم . ما به فكر وسائل گرما هستيم ، البته بهار هم خواهد آمد .

مثال :قرار است برای درمان مریض ما پزشکی ماهر بیاید آیا ما نباید کمکهای اولیه را برروی این مریض انجام دهیم تا با امدن پزشک ماهر مریض آماده عملهای درمانی سنگین تر پزشک باشد.

جامعه مریض و پر از فساد ماهم محتاج زمینه سازی و آمادگی برای آمدن طبیب و مصلح جهانی است تامردم از نظر روحی وروانی آمادگی پذیرش اصلاح ودرمان آن منجی را پیدا کنند

بنا بر وایات متعدد مردمی از مشرق قیام خواهند کردوبرای قیام امام زمان علیه السلام زمینه سازی میکنند وشواهد زیادی این مطلب را تایید میکند که این مردم ایرانیان می باشند 

برگرفته از سخنان استاد قرائتی (درسهایی از قرآن) 


برچسب‌ها: اصلاح جامعه, تاخیر در ظهور, مردمی از مشرق قیام خواهند کردوبرای قیام امام زمان, کمکهای اولیه


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه هفدهم اسفند 1389ساعت 9:44 توسط هادی

بعضيهاوقتي ميبينند كه براي قبولي نماز آداب وشرايطي وجود دارد كه نمي توانند به درستي آنها را رعايت كنند اين سئوال برايشان پيش مي آيد كه چرا بايد عملي را انجام دهند كه مورد قبول واقع نميشود؟

مثلا شنيده اند نمازي كه با حضور قلب خوانده نشود مورد قبول واقع نمي شود يا اينكه اگر قهر دو نفر بيش از سه روز طول بكشد نمازشان مورد قبول نيست و.......

در جواب بايد بگوييم كه ما در مورد اعمال وعبادات يك صحت ودرستي داريم ويك قبولي .صحت نماز به اين است كه ما وضوي صحيحي بگيريم ونماز را با عربي صحيح واركان وواجبات درست به جا بياوريم .در اين صورت ما اين تكليف را انجام داده ايم وفرداي قيامت ما را از جهت انجام ندادن اين تكليف مواخذه نخواهند كرد.

اما اگر گفته شود نمازي قبول نيست به اين معنا است كه اثار و نتايجي كه نماز بايد براي ما داشته باشد را ندارد مثل دوري از فحشا ومنكرات و.......

پس قبولي نماز با صحت نماز تفاوت دارد وبا اين بهانه كه نماز ما ممكن است مورد قبول واقع نشود نمي توانيم اين فريضه يا ديگر فرايض را ترك كنيم.

بله براي تكامل روحي ومعنوي بايد عباداتي صحيح وهمچنين مورد قبول انجام دهيم .



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389ساعت 15:24 توسط هادی
 
 
تنها نمازی باعث نجات انسان است و مورد قبول واقع میشود که در آن حضور قلب باشد  مانند تخمه ای که اگر پوک نباشد سبز خواهد شد، نماز بدون حضور قلب مانند تخمه ایست  پوک .

اگر می گویند دانشگاه ومدرسه انسان را به رشد میرساند منظور این نیست که هر کس وارد آنجا شد میشود انسان رشد یافته، بلکه منظور اینست که دانشگاه و مدرسه زمینه رشد انسان را فراهم میکند البته با پشتکار و استفاده درست از امکانات توسط اشخاص.
 
اگر میگویند : ان الصلوه تنهی عن الفحشا والمنکر (سوره عنکبوت آیه ۴۵ )
 
منظور اینست که نماز می تواند زمینه دوری از گناه وفحشا را فراهم کند .
 
اگر انسانی که هم نماز می خواند وهم گناه میکند نماز نمی خواند مطمئنا دچار گناهان بیشتری میشد چون این شخص مجبور است برای قبولی نماز خود از خیلی گناهان اجتناب کند مانند اینکه لباس نجس نپوشد در مقابل دیگر نمازخوانها مراعات احکام شرعی را بکند و....  
 
 
 
برگرفته از درسهایی از قرآن حجه الاسلام قرائتی


برچسب‌ها: درسهایی از قرآن حجه الاسلام قرائتی, ان الصلوه تنهی عن الفحشا والمنکر, سوره عنکبوت آیه ۴۵, اگر نماز, انسان را از فحشا و منكر باز مى‏دارد, چرا بعضى نمازگزاران مرتكب خلاف مى‏شوند


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 21:48 توسط هادی

 

به دختر خانومی که خیلی بد حجاب بود گفتم :خانوم حجابتون رو درست کنید .ایشون با کمال خونسردی گفت :شما نگاه نکنید!

یا اینکه خانومی توی قسمت نظرات پست قبلی اینجور گفته بود که :چرا ما خانومها باید جور بد چشمی آقایون رو بکشیم وخودمون رو در حصار حجاب قرار بدیم وآزادی رو از خودمون سلب کنیم.پس آقایون به خانومها نگاه نکنند تا میل جنسیشون تحریک نشه!.به نظر شما این حرف منطقیست؟

توی اجتماعی که افراد مختلفی در رفت وآمدند خواسته یا ناخواسته به قیافه وجهره ها نگاه کرده می شود ،مگر اینکه آن شخص نابینا باشد. خصوصا اگر موفعیت کاری افراد طوری باشد که مجبور باشدند با جنس مخالف خود تعامل داشته باشند، مثل فروشنده ها ،کارمندان،پرستاران،پزشکان،رانندگان و....

اما باز هم ممكنه بگويند كه خب مردان نگاههاي هوس آلود نكنند.

خداوند ميل جنسي رابه عنوان يك نياز در درون انسان قرار داد تا به وسيله ان انگيزه ازدواج ودر نتيجه تكامل روحي طرفين و بقاي نسل را ايجاد كند ويا افزايش دهد.

همانطور كه احساس تشنگي را در درون ما قرار داد تاما براي رفع نياز بدن خويش به آب ،به سمت خوردن آب برویم كه اگر اين احساس در ما به وجود نمي امد چه بسا از تامين آب بدن خود غافل ميشديم ودر نتيجه با كمبود شديد آب بدن مواجه ميشديم وجانمان در خطر مي افتاد.

خداوند مرد وزن را براي يكديگر جذاب وزيبا قرار داده تا بوسيله همين زيبايي وجذابيت ميل جنسي طرفين را بيدار كنددرنتيجه براي ازدواج وتشكيل خانواده اقدام كنند وهمين ازدواج ميشود ضامن بقاي نسل انسان.

اما خداوند اين زيبايي را در زن دوچندان كرده تا بوسيله آن مرد را وادار كند براي بدست اوردن رضايت زن مورد علاقه خود تمام قوت مردانه گي اش را بكار گيرد .

مردان به صورت غير ارادي با ديدن زيباييهاي ظاهري  زنان تحريك شده وميل جنسيشان بيدار ميشود واگر مردي ادعاكند كه اينطور نيست از نظر سلامتي روح وجسم مشكل دارد.

آيا عاقلانه است به انسان تشنه ايي آب نشان بدهيم وبعد به او بگوييم تو آب نخواه ويا به اين آب دست نزن واز آن نخور؟

 آيا عاقلانه است خانومي بگويد من مي خواهم زيباييهاي ظاهري خودم را در جامعه به معرض نمايش بگذارم اما هيچ مردي حق ندارد به اين زيباييها با نگاه شهوت اميز بنگرد وهيچ مردي حق ندارد به من به خاطر اين زيباييهاي ظاهريم قصد سويي بكند .؟

آيا اين احتمال را نبايد بدهد كه بعضي از مردان بي بند وبار وضعيف الاراده با ديدن اين زيباييها وبرانگبخته شدن ميل جنسيشان ممكن است به او تعرضي بكنند؟ وآيا اگر تعرضي كردند كسي به غير از خود او مقصر است؟

در  مطالعه ايي كه بر روي زنان  مورد سو ء قصدواقع شده توسط مردان بلهوس انجام شده بود، انجام گرفته شداين طور گفته بودند ،كه اي كاش ما فلان لباس زيبا وبدن نما را نميپوشيديم ايكاش ما در فلان جا اينطور برخورد نميكرديم ودهها ايكاش ديگر.

البته علاوه بر مورد سو ء قصد واقع شدن به علت بد حجابي، اين ناهنجاري اجتماعي داراي مفاسد ديگري نيز هست كه به صورت خلاصه به چند تاي آن اشاره ميكنم:

1-زمينه فاسد شدن جوانان سالم را فراهم ميكند.

2-باعث رواج شديد مدپرستي در جامعه شده واقتصاد خانواده وكشور را به خطر مي اندازد.

3-ارامش رواني افراد را در اجتماع مختل ميكند .

4-نگاه افراد در جامعه به زن را به عنوان يك شخصيت انساني عوض كرده وبه او نگاه جنسيتي مي شود.

5-باعث افزايش فساد وفحشا در جامعه شده وبيماريهاي مقاربتي را گسترده ميكند.

6-واعتمادها را از يكديگر سلب کرده وخانواده ها را در معرض فروپاشي قرارمیدهد.

ودهها ضرر ثابت شده ديگر علاوه بر ضررهاي اخروي كه در روز قيامت شامل حال او ميشود .

شخص بد حجاب مرتكب دو گناه مي شود يك گناه بدحجابي ودوم به گناه انداختن ديگران.


برچسب‌ها: ميل جنسي, ضامن بقاي نسل, دختر خانومی, نگاههاي هوس آلود, ارامش رواني


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 0:15 توسط هادی

 

مگر نه این است که خدا انسانها را آزاد آفریده وبه آنها اختیار داده که هر طور دلشان می خواهد زندگی کنند .

پس با این توصیف چرا عده ایی به بهانه امر به معروف ونهی از منکر این حق آزادی را از افراد می گیرند؟

در جواب میگوییم:انسانی که تصمیم می گیرد در متن یک جامعه یا نهاد یا گروهی زندگی کند به ناچار باید شرایط وضوابط آن گروه وجامعه رابپذیرد و به آنها عمل کند ومطمنا احترام وعمل به آن قوانین وضوابط توسط تک تک افراد باعث رشد ورسیدن آن جامعه به آرمانها وخواسته های خود می شود.

مثلا اگر شخصی بخواهد وارد جرگه رانندگان بشود مطمئنا باید به قوانینی که برای رانندگی وضع شده پایبند باشد وبه بهانه این که من حق آزادی دارم ،نمیتواند آن قوانین را زیر پا بگذارد وباعث هرج ومرج وبه خطر افتادن جان خود ودیگران بشود.

حال اگر شخصی به هر دلیلی به قوانین وضوابط پایبند نبود وظیفه دیگران در مقابل او چه خواهد بود .آیا دیگران باید در برابر راننده متخلفی که در جهت مخالف دیگران در حال رانندگیست وهر لحظه ممکن است با دیگران تصادف کند باید سکوت کنند یا به صورتهای مختلف اورا از این تخلف بازدارند یکی بوق بزند دیگری به او لسانا تذکر بدهد وپلیس هم از ادامه حرکت او جلوگیری کند .

آیا مخالفت با این راننده متخلف وامر کردن او به رعایت قانون ،حق آزادی اورا ازبین میبرد ونادرست است؟

این یک مثال بود از صدها مثالی که می شود برای این مطلب به کار برد.

مثلا کارمندی که قبول میکند در یک اداره کار کند وحقوق بگیرد ویا دانش اموزی که می خواهد در یک مدرسه تحصیل کند یا یک شخصی که می خواهد به استخدام ارتش یا نیروهای مسلح دیگر دربیاید و......همگی باید تابع امر ونهی ها وقوانین مربوط به گروه خودشان باشند.

جامعه اسلامی هم از این قاعده مثتثنی نیست وافرادی که به هر نحوی پذیرفته اند دراین جامعه زندگی کنند باید تابع قوانین وامر ونهی های وارد شده در اسلام باشند وبه آن اخترام بگذارند واگر شخصی بخواهد آن قوانین را زیر پا بگذارد باید توسط دیگر افراد به او تذکر داده شود.

 

مثالی زیبا از زبان پیامبر صل الله علیه واله:

اگر شخصی که به همراه عده ایی دیگر بر روی یک کشتی در حال سفر هستند تبری بردارد وبه بهانه اینکه این محل جای من است ومن اختیار خودم وجای خودم را دارم شروع کند به سوراخ کردن آن نقطه ودیگران هم به او تذکر ندهند طولی نمیکشد که کشتی با همه سرنشینانش در دریا غرق خواهد شد .۱

یک جامعه مانند کشتی است که عده ایی مسافر دارد وبه سوی مقصد مشخصی در حال حرکت است سرنوشت تک تک افراد به سالم بودن آن کشتی بستگی دارد همانطور که سرنوشت افراد یک جامعه به سالم بودن آن جامعه وابسته است.

سالم بودن یک جامعه اسلامی بستگی به رعایت قوانین الهی توسط افرادی دارد که در آن زندگی میکنند وامر به معروف ونهی از منکر تاثیر فراوانی بررعایت قوانین ودرنتیجه حفظ سلامت جامعه خواهد داشت.

حدیثی نورانی ذرباره مضرات ترک امر به معروف ونهی از منکر:

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله:

باید امر به معروف ونهی از منکر کنید،وگرنه خداوند ستمگری را بر شما مسلط میکند که نه بر پیران احترام میکند ونه به خوردسالان رحم مینماید،خوبان شما دعا میکنند ولی مستجاب نمی شود ،واز خداوند یاری می طلبند اما خدا به آنها کمک نمیکندوحتی توبه می کنند ولی خدا از گناهانشان نمی گذرد.۲

۱- تفسیر نمونه                                      ۲-مجمع البیان

....................................................................................................................................................................

سخنان مقام معظم رهبري درباره فريضه امر به معروف ونهي از منكر:

 

 

 امر به معروف و نهى از منكر را اقامه كنيد.

امر به معروف و نهى از منكر كه يكى از اركان اساسى اسلام و ضامن برپاداشتن همه‏ى فرايض اسلامى است، بايد در جامعه‏ى ما احيا شود.

امر به معروف و نهى از منكر هم جزو مهمترين مسائلى است كه جوانها بايد به آن اهتمام كنند.

جوانان در محيط خودشان، امر به معروف و نهى از منكر كنند.

در امر به معروف، مرحله‏ى قبل از عمل، قلب انسان است. اگر انسان بخواهد صادقانه به معروف امر كند، بايد خود به آن معروف دلبسته باشد؛ والّا صادقانه نخواهد بود.

همه‏ى آحاد مردم بايد وظيفه‏ى امر كردن به كارهاى خوب و نهى كردن از كار بد را براى خود قايل باشند

 


برچسب‌ها: امر به معروف ونهی از منکر نوعی تجاوز به حق آزادی ا, قوانین, راننده متخلف, خدا انسانها را آزاد آفریده


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 16:42 توسط هادی

به نظر شما چه اشکالی دارد که انسان به چهره زیبای جنس مخالف خود نگاه کند ولذت ببرد ؟             

مگر نه اینکه خود  اسلام می گوید خداوند زیباست وزیبایی را دوست دارد ؟

در جواب میگوییم : دیدن هر چیز به ظاهر زیبا برای ما خوشایند وسودمند نیست مثلا نگاه مستقیم به خورشید درخشان با آنهمه روشنایی وزیبایی نه تنها سودی ندارد بلکه باعث کوری انسان می شود یا نگاه به تشعشعات خیره کننده حاصل از جوشکاری بسیار خطرناک می باشد با اینکه ممکن است برای خیلیها بسیار زیبا جلوه کند.

خب نگاه به حسن جمال جنس مخالف هم ضررهایی دارد که به طور خلاصه ونموداری به آن اشاره میکنم:

می بینی  -   می خواهی    -     به وصالش نمی رسی   -  دچار افسردگی می شوی.

می بینی  -  شیفته میشوی  -  عیبهارانمی بینی      -       ازدواج میکنی    -        طلاق میدهی.

می بینی  -  دلباخته میشوی  -  به وصالش نمیرسی    -      خودکشی می کنی.

می بینی  -  باهمسرت مقایسه میکنی   -   ناراحت میشوی     -       بداخلاقی میکنی.   

می بینی    لذت میبری    به این لذت عادت میکنی     چشم چران میشوی   درنظر دیگران خوار میگردی

می بینی   -   لذت می بری   -    حب خدادر دلت کم میشود    -  ایمانت ضعیف میشود.

می بینی   -    عاشق میشوی   -   ازراه حلال نمیرسی  -   دچار گناه می شوی .

می بینی   -    دائم به او فکر میکنی  -   از یاد خدا غافل میشوی -  از عبادت لذت نمی بری .

وده ها ضرر دیگر که با تعقل، به آنها پی خواهیم برد .

وچون خداوند که سازنده و خالق جسم وروح ماست می داند که  چه چیزهایی برای جسم وروح ما سود دارد و چه چیزهایی مضر است به همین دلیل انسانها را در این مورد محدود کرده است و درسوره ی نور آیه ی ۳۰و۳۱ می فرماید: ای پیامبر به مردان وزنان مومن بگو تا چشمها را از نگاه بد بپوشند و فروج و اندامشان رااز از کار زشت محفوظ دارند وزنان زینت وآرایش خود را برای نامحرم آشکار نسازند . وباید که سینه ودوش خود را با مقنعه بپوشانند مگر برای محرمان خود.

ودر روایات نظر به نامحرم را به تیری از جانب شیطان تشبیه کرده که به روح انسان اصابت میکند وسزای آن را در آخرت برای مرتکبین آن چشمانی پر از آتش ذکر کرده اند.

وبرای زنانی که زینت وزیباییهای خود را در کوچه وخیابان به معرض نمایش میگذارند غذابی مضاعف ذکر شده است، عذابی برای گناه بد حجابی وغذابی برای به گناه انداختن دیگران.



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 0:8 توسط هادی

دربرخی ازآیات قرآن آمده است که: بعضی از گناهان ،اعمال نیک چندین ساله ی انسان راتباه ونابود میکند. مثلآدرآیه ۲۱۷سوره ی بقره آمده است( ومن یرتددمنکم عن دینه فیمت و هو کافر فاولئک حبطت اعمالهم فی الدنیا والاخره )

وهرکس ازشماازدین خود برگردد وبه حال کفر بماند تابمیرد چنین کسان اعمالشان دردنیا وآخرت ضایع وباطل می گردد .

ازنظرعقلی چطورمیتواند این مسآله اتفاق بیفتد که یک گناه بتواند چندین سال کار نیک رااز بین ببرد؟

باچند مثال به این شبهه پاسخ میدهیم: اگر شخصی بیست سال برای یک کارفرمایی کار مفید انجام دهد بطوری که درنزد کارفرما صاحب اجر وقرب شده باشد اما یکدفعه فرزند کارفرمای خود را عمدآ به قتل برساند مطمئنآ این کارش باعث ازبین رفتن خدمات بیست ساله ی او نزد کارفرما خواهد شد.

یاشما ساختمانی رادر نظر بگیریدکه درطی چند سال زحمت افراد مختلف ساخته شده است اما این ساختمان بامنفجر شدن یک بمب در چند لحظه ویران میشود .

یا لحظه ای خواب یک راننده منجر به سقوط او وماشینش دردره خواهدشد وباعث ازبین رفتن سرمایه ی مالی وجانی که درطی سالها به دست آمده بود میشود.

یایک لحظه فرو کردن چاقودر چشم سبب نابینایی سالیان دراز می شود

 

اما دوستان عزیز اگر خداوند حبط اعمال را سنت خوش قرار داده در مقابل آن موضوعی بنام تکفیر هم قرار داده به این معناکه بعضی از کارهای نیک گناهان گذشته انسان را پاک میسازد (من یومن بالله ویعمل صالحا  یکفرعنه سیئاته)۱ یعنی ایمان به خدا وانجام عمل صالح باعث پوشیده شدن گناهان گذشته میگردد.

(اقم الصلوه.....ان الحسنات یذهبن السیئات )۲یعنی نماز را بپا دارید بدرستیکه نیکیها زشتیها رااز بین میبرد.

 واین شبها وروزهای بابرکت ماه مبارک رمضان زمان مناسبی است که بانیتی خالص وباتوبه ای نصوح ازتمام گناهان گذشته خود وبا انجام اعمال صالح، باعث شویم خداوند بارحمت واسعه ی خویش مارامورد سنت تکفیر قرار داده واز گناها ن بیشمارمان درگذرد. 

 

۱-سوره تغابن آیه۹     ۲-سوره هودآیه۱۱۴           *برگرفته از کتاب تمثیلات حجت الاسلام قرائتی



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 20:3 توسط هادی

كج فهمي ديني ويا همان بصيرت نداشتن در دين از طرف بعضي افراد باعث شده است كه آنها نسبت به دين بي رغبت شوند. نمونه اش همين است كه مي گويند دين اسلام مال آدمهاي بيكار است. وقتي دليلش را مي پرسيم در جواب ميگويند:

شما ببينيد به عنوان مثال فقط توي همين كتاب مفاتيح الجنان براي ساعت به ساعت يك شبانه روز، اسلام اعمال عبادي قرار داده است .ساعت اول روز فلان دعا وفلان نماز ساعت دوم روز فلان دعا وفلان نماز. همين طور تا اخر شب مي گويند اين دعا را بخوان ان دعا را بخوان . مردم دركشور هاي غربي به فضا رفتند، آنوقت آخوندها اين طور مردم را عقب نگه داشته اند ومي گويند دائم بنشين ودعا بخوان اين دين است ؟ ما كه نخواستيم.

در جواب به اين شبهه مي گوييم:اگر شما رفتي ترمينال ،ديدي مثلا نوشته تهران-اصفهان ساعت ۷،

تهران-اصفهان ساعت ۸، تهران- اصفهان ساعت۹ معنايش چيست؟ يعني دائم برو اصفهان و برگرد؟يا اينكه هرساعت كه خواستي بروي ماشين هست؟

يا اگر نوشته دارو خانه شبانه روزي،معنايش اين نيست كه شبانه روز دارو بخر .معنايش اين نيست كه شبانه روز دارو بخور .يعني هر ساعتي بيمار داشتي ،دارو هست.

پس بسيار بودن اعمال عبادي در اسلام به اين معناست كه هر وقت احساس نياز كرديد مي توانيدجان تشنه خود را از زلال مصفاي نماز ودعا سيراب سازيد .

پس دوستان بياييد با كمك يكديگر ،عقل وبينش خود را دررا فهم دين به كار گيريم تابا ياري دين در راه آباد كردن دنيا وآخرت خود وديگران قدم برداريم.

برگرفته از:درسهايي از قران حجت الاسلام قرائتي

 



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه هفتم مرداد 1389ساعت 7:31 توسط هادی

 

يكي از شبهاتي كه در اذهان شيعيان وجود دارد اين است كه ميگويند:امام زمان بعد از ظهور به جان گنهكاران افتاده وهمه آنان را از دم تيغ ميگذراند. پسررا روبروي پدر، برادر را روبروي برادر و....گردن ميزند و آنقدر از گنهكاران را مي كشد كه جويي از خون براه ميآفتد.

 اين طرز تفكر باعث شده كه بعضي از شيعيان يابراي ظهور آن حضرت دعا نكنند يا اينكه دعايشان از صميم قلب نباشد.

پاسخ این مطلب را با چند دلیل عقلی بیان می کنم:

مطمئنا امام زمان عليه السلام بنابه دستورات قرآن وروش وسيره پيامبر وعلي عليهماالسلام در حكومتداري و برخورد با اقشار مختلف مردم ،عمل خواهد كرد.

 در قرآن بارها وبارها از رحمت وبخشش خداوند براي گنهكاران و قبولي توبه ايشان صحبت به ميان آمده است قرآني كه درآيات مختلف از كشتن انسانها نهي فرموده وفقط مواردي از قتل راجايز دانسته كه براي قصاص يا مقابله با كفار آن هم در ميدان جنگ باشد.

 پيامبري كه با آمدنش صلح وصفا برادري را ميان جامعه عرب رواج داد وازجنگهاي بي مورد وبخاطر تعصبات قومي و عشيره اي جلوگيري كرد. پيامبري كه دشمنان سرسخت خود را بعداز فتح مكه مورد بخشش  قرار داد.

وعلي عليه السلام امامي كه حامي مظلومان و ستمديدگان جامعه خود بود وبا آنها با خضوع و خشوع رفتار ميكرد و جز در مقابل كافران دست به قبضه ي شمشير نمي برد ،

خب امام زماني كه ميخواهد مجري دستورات قرآن و ادامه دهنده ي راه وسيره ي پيامبر و مولاي متقيان باشد آيا در اين زمينه از قرآن و سيره تخطي خواهد كرد.

 يك دليل عقلي ديگر اينكه چه كسي به غيراز معصومين و كساني كه تالي تلو معصومند ميتوانند ادعا كنند كه ازما هيچ گناهي سر نزده است پس اكثريت به اتفاق ما انسانها دچار گناه و اشتباه ميشويم .

بنابراین اگر قرار باشد امام زمان بعد از ظهور به جان انسانهاي گنهكار بيفتد وآنان را بكشد كسي در كره ي زمين باقي نخواهد ماند تاعدل و داد آن حضرت را بيند چون اكثريت انسانها گنهكارند.

 يكي از القاب آنحضرت رحمة للعالمين است و لازمه اين رحمة للعالمين بودن اين است كه اكثريت انسانها مورد لطف و رحمت او قرار گيرند مگر عده اي كه از سر عناد و سركشي تسليم هدايتگريهاي او نشوند و بخواهند برروي وي ويارانش شمشير بكشند كه در اين حالت با شمشير انتقام آنحضرت مواجه خواهند شد .

سيدابن طاووس ميگويد:در سحرگاهي در سرداب مقدس (سامرا) اين مناجات رااز حضرت صاحب الزمان عليه السلام شنيدم كه درباره ي شيعيان اينگونه دعا ميفرمود: (خدايا شيعيان مااز شعاع نور ما و بقيه ي طينت ما خلق شده اند و براستي آنها گناهان زيادي به اتكابر محبت وولايت ما كرده اند اگر آن گناهان در ارتباط با تو (حق الله) است از آنها درگذر كه در اين صورت مارا راضي كرده اي اگر آنگناهان در ارتباط با خودشان است (حق الناس) خودت بين آنهارا اصلاح كن ........وآنها رااز آتش جهنم نجات بده.

 سرداب مقدس

وباز اينكه آيا امام زمان به غير از شيعيان خود يار وياوري دارد كه بخواهد به خاطر بعضي از گنا هان كه عمدتا از روي جهالت وغفلت انجام شده ونه از روي سركشي و عناد جان آنها را بگيرد.

واين افكار شوم را دشمنان تشيع خصوصا يهود ووهابيت درجامعه منتشر مي كنند تا مردم آمادگي روحي وفكري براي ظهور آن حضرت  پيدا نكنند چون آنها به خوبي مي دانند كه علائم ونشانه هاي ظهور در حال واقع شدن است همانطور كه نمروديان از آمدن حضرت ابراهيم وفرعونيان از آمدن حضرت موسي ويهوديان از آمدن حضرت محمد عليه السلام خبر داشتند .

اما عزيزان بياييد به صورت همگاني وانقلابي در كل كشور باتشكيل محافلي برای تعجيل در فرج امام زمان دست به دعا برداريم تا همانطور كه بني اسراييل براي آمدن منجيشان حضرت موسي متضرعانه وبا حالت اشك وندبه دست به دعا برداشتند وخداوند بواسطه همان دعاهاي خالصانه اشان هفتاد سال زودتر حضرت موسي را براي نجات آنها فرستاد باشد كه خداوند محبوب دل ما را هم زودتر براي نجات ما شيعيان ومظلومان عالم بفرستد .

 

 


برچسب‌ها: آيابايد از شمشير امام زمان علیه السلام ترسيد, رحمة للعالمين, سيدابن طاووس, صورت همگاني وانقلابي


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم تیر 1389ساعت 0:46 توسط هادی

شخصی از جناب حاج آقای قرائتی این سئوال را پرسیده که ما در زمان شاه تحت فرمان شاه بودیم ومجبور بودیم هر چه که او دستور میداد بگوییم بله قربان، الان هم تحت فرمان ولی فقیه هستیم وباید هر چه او دستور داد بگوییم بله قربان ، پس چه فرقی بین شاه وولایت فقیه هست؟

ایشان درجواب این طور فرمودند:شاه فاسق بود اما ولی فقیه عادله،شاه نظر شخصی خودش رو می گفت اما ولی فقیه نظر اسلام را می گوید. هدف شاه راضی کردن آمریکا بود اماهدف ولی فقیه راضی کردن خداست .

بله قربان بله قربانه، اما بله قربان به عادل یا به فاسق .بله قربان به نظر شخصی یا به نظر خدا واسلام.

(شاه وولی فقیه هردو از ابزار حکومت وقدرت استفاده می کنند اما یکی برای حاکم شدن دین وعدالت ودیگری برای ظلم وتجاوز.)

در ادامه ایشان با یک مثال پاسخ خود را کامل می کنند:وقتی زلیخا درها را بست وبه حضرت یوسف پیشنهاد گناه داد حضرت یوسف چه کرد؟ حضرت یوسف دوید به سمت در و فرار کرد وزلیخا هم پشت سر حضرت یوسف دوید .هردو دویدند اما یکی دوید که گناه نکند ولی دیگری دوید که گناه بکند .

گاهی چاقوکش وجراح هردوشکم پاره می کنند منتها چاقوکش شکم پاره می کند که بکشد، اما جراه پاره می کند که نجات بدهد.

یک دلیل عقلی برای  اثبات ولایت فقیه:

هر کشور وحکومتی بر اساس شالوده فکری وعقیدتی ،همچنین دین ومرامش برای خود رهبر ورئیس انتخاب می کند، رئیسی که نسبت به آن عقیده ومرام آشنایی وتخصص داشته باشد تا بتواند آن عقیده ومرام را در جامعه پیاده کند.

ما مسلمانان نیز برای اداره حکومت اسلامی خود نیاز به رئیس ورهبری داریم که اولا مسلمان وپایبند به اسلام باشد وهمچنین در مسائل دینی دارای تبحر وتخصص باشد وثانیا دارای قدرت مدیریتی قوی باشد تا بتواند احکام دین را در جامعه اجرا نماید واز حیثیت اسلام ومسلمانان در برابر دشمنان پاسداری نماید.

اما موردی که رهبری جامعه مسلمانان را از رهبری در دیگر جوامع متمایز میکند شرط عدالت وتقواست.

باید شخصی باشد که به فرموده امام حسن عسکری علیه السلام مالک نفس خود ونگهبان دین خویش باشد وبا هوای نفس خود مخالفت کند ومطیع فرمان خداوند باشد.

حال یک سئوال: آیا با این توصیفات ویژگیهای یک رهبر جامعه اسلامی در شاه وجود دارد یا ولی فقیه؟



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در جمعه بیست و یکم خرداد 1389ساعت 1:25 توسط هادی

                                               

چرا برای عده ای بسیار دشوار است که برای یادگیری احکام ومعارف دینی به متتخصصان این رشته یعنی عالمان وفقیهان مراجعه کنند وبسیار مصمم تاکید میکنند که ما ازتقلید بی نیاز هستیم واصولا تقلید را برای خود امری شایسته نمیدانیم واین در حالیست  که از دین فقط الفبای آن را شنیده اند؟

در باره احکام ومعارف دینی اظهار نظرهای فراوانی می کنند وعقاید ونظریات درون ذهن خود را که ممکن است برگرفته از منابع مختلف فکری به غیر از اسلام باشد  به نام دین و اسلام به خورد جامعه وخصوصا جوانان می دهند .

آیا دیواری کوتاه تر از دیوار دین پیدا نکرده اند ؟

یکی از بدیهی ترین مسائل عقلی مسئله مراجعه غیر متخصص به متخصص است که ما این رجوع را در رشته های مختلف مشاهده می کنیم .رجوع بیماربه پزشک وتقلیدوپیروی او از دستورات ونسخه های او رجوع به مهندس ساختمان برای تقلید وپیروی از نقشه ساختمانی او و.......... .

آیا این آقایانی که از تقلید بیزارند تا به حال شده است که در موقع بیماری های حاد خود برای خود نسخه بپیچند در حالی که از پزشکی سررشته ایی ندارند وبگویند که ما از تقلید وپیروی بیزاریم.

خداوند در قران میفرماید :فسئلوا اهل الذکر ان کنتم لا تعلمون ۱ یعنی اگر نمی دانید از اهل ذکر سئوال کنید.

این آیه صریحا به ما دستور میدهد که که در مسائل مختلف غیر عالم به عالم مراجعه کند عالمانی که علاوه بر دارا بودن علم اهل ذکر ویاد خداوند هم باشند .

واز امام زمان علیه السلام نقل شده است که :وامالحوادث الواقعه فارجعوا الی رواه حدیثنا فانهم حجتی علیکم وانا حجه الله علیهم۲ یعنی در حوادثی که اتفاق می افتد به کسانی مراجعه کنید که حدیث وسخن ما را روایت میکنند آنها حجت من بر شما بوده ومن حجت خدا بر آنها هستم. 

با این توصیفات دلیل عالم ستیزی بعضی از این افراد اینست که قصد دارند مردم را از معارف اصیل دین دور نگه داشته وافکار باطل خود را به نام دین به اندیشه مردم تزریق کنند چون به این نتیجه رسیده اند که تا این پیوند عمیق بین متخصصان دین ومردم برقرار است آنها نمی توانند افکار پوچ خود را در جامعه عملی کنند.  

برگفته از تمثیلات استاد قرائتی     ۱-سوره نحل آیه ۴۳       ۲-بحارالانوارجلد۵۳/۱۸۱           



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اردیبهشت 1389ساعت 22:32 توسط هادی

وقتی به برخی افراد گفته می شود که لطفا با ظاهری در شان یک مسلمان در جامعه حضور پیدا کنید در جواب می گویند قلب و دل انسان باید پاک  و  سرشار از ایمان باشد  ظاهر که مطرح نیست  و  دین هم بیشتربه باطن انسانهااهمیت میدهدتا ظاهرآنها.حالا می خواهیم ببینیم که دین وعقل وبینش این توجیه آنان را تایید میکند یا نه؟دین همانطور که به زیبایی باطنی انسانها اهمیت میدهد درباره زیبایی ظاهری هم بسیار تاکید کرده است لطفا به این چند ایه وروایت دقت کنید: 

 (  قل من حرم زينة الله التي اخرج لعباده  ) لباسهاي زيبايي را كه خدا براي بندگان خود پديد آورده چه كسي بر مردم حرام نموده است .

يابني آدم خذوا زينتكم عند كل مسجد موقعي كه براي عبادت در مسجد حاضر مي شويد (با پوشيدن جامه ي زيبابا شانه كردن مو و عطر زدن) خود را زينت كنيد وبا تجمل وآراستگي درجامعه شركت كنيد.

 امام حسن مجتبي عليه ا لسلام بهترين جامه هاي خود را در موقع نماز  در بر مي كرد كساني از آن حضرت سبب اين كارراپرسش كردنددر جواب فرمود:خداوند جميل است و جمال و زيبايي رادوست دارد باين جهت خود را در پيشگاه الهي زينت ميكنم خداوند امر فرموده كه با زينتهاي خود در مساجد حاضر شويد .

پيامبر صلي الله عليه و آله وقتي كه ميخواست به ملاقات كسي برودجلو آينه مي ايستادند ومو وروي خود  را منظم ميكردند روزي عايشه دليل اين كار را از او پرسيد فرمودند : خداوند دوست دارد كه وقتي مسلماني براي ديدار برادرش مي رود خود را بيارايد.

با اين توضيحات معلوم ميشودكه خودآرايي وزيبايي ظاهري از نظر اسلام تنها يك كارپسنديده نيست بلكه اين عمل محبوب خداوند و داراي  ارزش عبادت است .اسلام به همه غرايز فطري انسان بها داده وبراي ارضاي آنها برنا مه هاي  متعادل و متوازني را قرار داده است  از جمله حس زيبا دوستي انسان.

پس دین میگوید ظاهر زیبا داشته باشید واین را همه قبول دارند .اما ایا دین اسلام به عنوان کاملترین دین برای این موضوع دستور العملی هم دارد یا اینکه افراد هر طور که خواستند  می توانند خود آرایی کنند ودر جامعه حضور پیدا کنند.

از نظر اسلام رابطه عمیقی بین ظاهر وباطن انسان وجود دارد خداونددر قران می فرماید:قل کل یعمل علی شاکلته فربکم اعلم بمن هو هدی سبیلا.

ای پیامبر بگو: هرکسی طبق روش و - خلق وخوی - وباطن خود عمل می کند . یعنی اعمال ظاهری هر انسانی بستگی به نوع باطن او دارد.

به قول معروف ازکوزه همان طراود که در اوست. علی علیه السلام در زمینه رابطه بین با طن و  ظاهر فرمایشی دارند:

بر شما  لازم است در برابر نامحرم  و  بیرون از منزل از پوشیدن لباس نازک پرهیز کنید  هر کسی که  لباسش نازک است دین او هم مثل لباسش نازک است. و یا اینکه در جایی دیگر  فرمودند :پوشیدن   لباس تنگ نشان از پستی ذاتی شخص دارد.

برگرفته از کتاب جوان استاد فلسفی و بهشت جوانان اثر محمدی نیا

 


ادامه مطلب


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 23:28 توسط هادی
قبل از شروع بحثم عيد باستاني نوروز و شروع سال جديد را به همه ي دوستان تبريك عرض ميكنم .

در ذهن بعضي افراد اين شبهه پيش مي آيد از كجا معلوم حرفهايي كه در باره ي خدا ، دين ، بهشت وجهنم زده ميشود صحيح باشد؟

اين سؤال رابا يك قاعده ي عقلي و چند مثال توضيح ميدهم: عقل همه ي انسانهاي عاقل اين را قبول دارد كه دفع ضرر احتمالي واجب است ،يعني اگر ما در جايي احتمال خطر بدهيم عقل ما به ما ميگويد كه با احتياط بيشتري عمل كن و جوانب خطر را برطرف نما. مثلآ  : اگر حتي بچه اي به ما بگويد كه اين شي داغ است ما اگر بخواهيم به آن دست بزنيم عقل ما ميگويد احتياط كن شايد بچه راست بگويد و يا اگر تشنه باشيد و بچه اي بگويد آب درون اين ظرف سرد وگوارا ست عقل ما ميگويد ذره اي از اين آب را بچش شايد راست بگويد.

حال با اين توصيفات از اول خلقت آدم تا به حال انسانهاي بيشماري در بين  جوامع بشري حضور پيدا كرده اند و حرفهايي درباره ي خدا،بهشت و جهنم زده اند انسانهايي كه هركدام از آنها بالغ و عاقل و در بين اجتماع خود داراي شان ومنزلت بوده اند. اشخاصي مثل پيامبر اسلام (صلي الله عليه واله ) كه به امانتداري و راستگويي مشهور بوده اند ،به دنبال كسب شهرت ومقام و ثروت نرفته و مزدي از قوم خود نطلبيدند. صدوبيست وچهار هزار پيغمبر (صلوات الله عليهم اجمعين)، ائمه معصومين عليهم السلام و سرانجام علمايي كه در طول تاريخ چه در گذشته و چه در زمان معاصر كه در بين ما زندگي كرده اند همگي اينها متفق القول به ما اين هشدار راداده اند كه:

بترسيد از خدا ، بترسيد از عذابهاي سخت و  آتش داغ جهنم. بدست بياوريد رحمت خدا و  نعمتهاي گواراي بهشت را .

آيا  ما نبايد ذره اي احتمال بدهيم كه سخنان اين انسانها درست باشد تا سبب شود كه با  احتياط بيشتري در دنيا زندگي كنيم درحالي كه خود را عاقل ميدانيم .

اما چطور است كه بعضي ازما انسانها هيچ احتمالي را براي اين هشدارها در نظر نميگيريم و در دنيا افسارگسيخته به دنبال شهوات و لذايذ نفساني خود مي رويم و حق خدا و انسانها را براحتي زير پا ميگذاريم؟؟؟


برچسب‌ها: از كجا معلوم حرفهايي كه پیامبران درباره خدا, دين, بهشت وجهنم زده اند راست باشد, صدوبيست وچهار هزار پيغمبر, افسارگسيخته


به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 9:1 توسط هادی